الشيخ رسول جعفريان
69
دو سفرنامه حج سفرنامه ( حج ابوالقاسم مرجاني آئين كلائى و تفصيل سفر مكه معظمه ميرزا محمود خان مدير الدوله ) ( فارسى )
پرورده را به لباس احرام زينت دادم خدايم شاهد است كه به قدرى لذت بردم كه از لباس دامادى آن قدر لذت نبردم . پس قبل از طلوع آفتاب كه هوا خيلى برودت هم داشت محرم شده لبيك گويان روانه شديم . حجاج سر برهنه و محرم گشاده پاى * لبيك گو خداى طلب كار زان حرم نزديك به ظهر بدنهامان گرم شد تا نزديك غروب عموم قافله را از عامه و خاصه هر رنگى و فردى بدون استثناء [ 48 ] از رييس و مرؤوس بدون استثناء حتى جمال و عسكر را محرم ديديم . شب را اردو رسيد به بغاظى [ بوغاز ] كه قرب يك زرع شاه كه زمين شن زار را حفر مىكرديم آب زلال مىجوشيد و بالا مىآمد . گويا تمام آن دره بعد از دور كردن يك پرده از ريگ ، آب بود . حتى پشت چادر با حفره ، آب پيدا شد كه آن شب هم بعد از اشراب تمام قافله تهيه فردا و شب ديگر را هم از آب ديدند و بسيار خوش گذرانيدم . فردا معبر منحصر به همان بغاظ بود . تا رسيديم به وادى ليمون كه در منتها اليه آن بغاظ واقع شده بود و قرب دو فرسخ امتداد داشت و از آنجا تا مكه چهارده فرسخ مسافت بود ، اما چه وادى ليمونى كه در كمال نظارت و خضرت و آب زلال جارى قرب يك سنگ اين بغل و آن بغل بغاظ جارى باغهاى سبزى كارى و سيفى كارى و مركبات بسيار تماشايى ، چه قدر نارنج و ليمو ترش و شيرين و پرتقال موجود بود . همه جور سبزىهاى خوردنى موجود ، خيلى با صفا و مرغوب بناء و ساختمان اهالى آنجا در دو طرف بالاى بلندىها كه از سيل بهارى محفوظ ماند .